روزی فیلی به فیگی پیشنهاد میدهد که بروند ماشینسواری. فیلی معتقد است برای هر کاری باید برنامهریزی داشته باشند، پس بهتر است اول از همه وسایل مورد نیازشان را آماده...
در این جلد از مجموعهی «فیلی و فیگی»، داستان از این قرار است که فیگی میخواهد پرواز کند؛ فیلی به او میگوید که هیچوقت نمیتواند این کار را بکند. اما...
در این جلد از مجموعهی «فیگی و فیلی»، این دو دوست با هم نشستهاند و از روزشان لذت میبرند و از ماجراهای دیروز حرف میزنند که یکدفعه فیگی میگوید میخواهد...
در این جلد از مجموعهی «فیلی و فیگی»، این دو دوست بامزه باز هم به سراغ همدیگر میروند. فیگی اسباببازیِ جدیدش را خیلی دوست دارد و به فیلی پیشنهاد میکند...
من و مامانبزرگم هر روز از صبح تا شب با هم تنهاییم. توی خانه خیلی به ما خوش میگذرد. من بیرون رفتن با مامانبزرگم را هم دوست دارم، ولی گاهی آدمها با...
او همیشه یک جواب در آستین دارد! چرا دفتر مشقت کثیف است؟ من نبودم که! تقصیر خودکار مکار است! چرا خرچنگقورباغه نوشتهای؟ چندبار بگم! زیر سرخودکار است! خلاصه زیر بار...